تحلیل سعید حجاریان در خصوص طرح گفت و گوی ملی
نویسنده : ، موضوعات : هفتاد و هفتیا ، 5 ماه پیش ارسال شده

 

 

اصلاح طلبان از طرح گفت و گوی ملی بپرهیزند

چندی ست حسب شرایط حاکم برکشور، طرحی با عنوان ” گفت و گوی ملی” در فضای سیاسی مطرح شده است. تا کنون فعالان سیاسی و اجتماعی در این زمینه مباحثی را گشوده و الویت های گفت و گو را برشمرده اند. من نیز در این یادداشت می کوشم امکان و امتناع ” گفت و گوی ملی” را بررسی کنم. گفت و گو در هر سطح و با هر فرد اساسا مقوله مثبتی است، چنان که متفکری مانند هابرماس نیز بر اهمیت” کنش ارتباطی” تاکید کرده و گفت و گو را مجرایی برای قرابت انسان ها خوانده و این مقوله را منتج به صلح دانسته است. اما با وجود دو تعریف متضاد از انسان، به عنوان محور اصلی گفت و گو، به نظر، نمی توان چنین طرز تفکری را به تمام بشریت تعمیم داد.

حیوان ابزار ساز یا حیوان ناطق؟

اهالی اندیشه دو تعریف متضاد از انسان ارائه داده اند؛ نخستین تعریف انسان را ” حیوان ابزار ساز ” می داند و دیگری او را ” حیوان ناطق” می خواند. تعریف نخست ریشه در تکامل انسان  واره بی شست (Ape ) دارد. طبق این دیدگاه، انسان در وضعیت نخستین خود و پیش از تکامل، از آنجایی که انگشت شستش همانند و هم اندازه چهار انگشت دیگرش بود- یعنی هر پنج انگشت در یک محور حرکت می کردند-تنها قادر به انجام اموری مانند آویزان شدن، چنگ زدن، بلند کردن شیاء، مشت زدن و … بود. ولی آنگاه که از این وضعیت خارج و انشگت شستشمستقل شد، توانست امور دقیق، ظریف و هدفمندی را انجام و دنیایش را گسترش بدهد. این نوع نگاه به انسان بنیان دیدگاه مارکسیستی را شکل می دهد؛ دیدگاهی که انسان را حیوانی ابزارساز می داند و در ادبیاتش، بر” ابزار تولید” تمرکز می کند. الین سگال، در کتاب “چگونه انسان غول شد؟”، معتقد است انسان بعد از این مرحله بود که توانست طبیعت و همنوعانش را به خدمت خود درآورد و آن ها را استثمار کند.

در مقابل این تعریف، عده ای گفت و گو را مبنای تکامل می دانند. این تفکر ” حیوان ناطق ” را ، فی المثل، در برابر” حیوان ناهق” قرار داده و بر وجه تکلم و ارتباط وی تاکید دارد. این دیدگاه از برابری انسان ها سخن می گوید و معتقد است بشر می تواند با گفت و گو مشکلاتش را حل کند. ضرب المثل معروفی است که می گوید: “الناس اعداء ما جهلوا”؛ یعنی مردم دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند. گفت و گو یکی از راه های شناخت افراد از یکدیگر و لذا رفع خصومت است. با مقایسه این دو نگاه، می توان نتیجه گرفت که ” حیوان ابزارساز” به تکامل و رشد صنعت کمک میکند و رفاه بشریت را به ارمغان می آورد، اما از سوی دیگر، به تخریب طبیعت،استثمار انسان ها، جنگ و ستیز، ازمندی و مصرف گرایی دامن می زند؛ در مقابل، ” حیوان ناطق” جز گفت و گو، ابزاری برای ارتباط با همنوعش ندارد و لذا به بسط هنر، فرهنگ و آشنایی بنی نوع بشر کمک کرده و النهایه ، صلح را به ارمغان می آورد.حال، باید به شرایط موجود کشور نگاهی کرد و پرسید طرفین گفت و گو چه نگاهی به انسان دارند؟ نگاه اغلب اصوالگرایان، دست آموز کردن انسان ومهندسی اجتماعی است. این نگاه متکی به اسلحه ، جنگ و میلیتاریزم است؛ یعنی اصولگرایان نهایتا؛ بی آنکه خود بدانند، دیدگاه تکامل گرایانه و ماتریالیستی دارند، طرز تفکری که صرفا زبان زور را می فهمد، زبانی که گفت و گو درآن جایی ندارد. در مقابل، اصلاح طلبان قرار دارند که قائل به گفت و گو هستندو چنین گفتمانی را تئوریزه می کنند. حال اگر دستاوردهای تجدد را به دو بخش “قشون و ابزار و جنگ افراز” و ” فلسفه و هنر و ادبیات و علوم انسانی “تقسیم کنیم، می توانیم صحت این مدعا را دریابیمف چرا که تجربه نشان داده است که اصولگرایان صرفا به بخش نخست دستاوردهای تجدد توجه داشته و دارند. غرض از ذکر این مقدمه آن بود که مادامی بنیان های تئوریک گفت و گو مهیا نشود، اختلال در گفتار گریز ناپذیر است.

شرایط گفت و گو

فرض را بر این میگذاریم که رویکرد اصولگرایان تغییر کرده و به انسان نگاه متفاوتی پیدا کرده اند. اکنون باید پرسید شرایط گفت و گو چیست؟ من، پیش تر، در گفت و گویی مکتوب با خبرگزاری تسنیم، درباره گفت و گو نکاتی را مطرح کرده ام که هنوز قائل به مفاد آن هستم. در آنجا نوشتم: ” بارها رفقای جناح راست از من درخواست کرده اند که برای مناظره با آن ها حاضر شوم و من پاسخ داده ام زمانی می توان به عنوان دو فرد آزاد به گفت و گو نشست که اولا اختلالی را که در گفتار من پدید آمده ست رفع کنید، ثانیا برابر حقوقی را به رسمیت بشناسید و رابطه بازجو و متهم برقرار نکنید و ثالثا تضمین دهید که گفتار من، هرچه بود، عواقبی در پی نخواهد داشت”. بنابراین، معتقدم شرایط گفت و گو کماکان مهیا نیست.

 

ماهیت گفت و گوی ملی

 

در ترکیب وصفی،” گفت و گوی ملی” صفت ” ملی” مورد مناقشه است؛ بنابراین، باید نخست تعریف درستی از ” ملی بودن” ارائه دهیم و بپرسیم آیا جناح راست اساسا ملی است و مطابق منافع ملی رفتار می کند؟ آیا این جناح تصور دقیق از مسائل و منافع دارد؟ آیا این جناح با تقسیم جامعه به خودی تر، خودی ، ناخودی و تاکید بر امت برساخته ، میتواند به منافع اموم ملت فکر کند؟ فارغ از این داوری ارزشی، باید این پرسش را مطرح کنیم که مطابق آمار انتخابات، جناح راست چند درصد از جامعه را تشکیل می دهد که به عنوان یک طرف گفت و گو تعریف شود؟ به گمان من ، این ملت است که باید در گفت و گوی ملی دخالت کند؛ این گونه که در عرصه عمومی، شخصا یا از طریق نمایندگان واقعی اش، اظهار نظر کند. لذا باید گفت که گفت و گوی ملی عیان و علنی است، در منظر عام صورت می گیرد، همراه با زد وبند نیست و پشت پرده ندارد. یعنی هر فرد می تواند، مطابق تحلیل خود، پیرامون مسائل مبرم و عاجل نظیر بحران آب، محیط زسیت، فقر ، تبعیض، فساد، سیاست ایران در سوریه و یمن، قانون انتخابات و … سخن بگوید. لذا نباید گفت و گوی حداقلی و کانالیزه شده را به عنوان گفت و گوی ملی پذیرفت، چرا که این گفت و گو،حداکثر ، صورت بازآرایی شده ” کرسسی های آزاد اندیشی”است.

کیفیت گفت و گوی ملی

گفت و گوی ملی مطابق تعریفی که ارائه شد، بدون قید و شرط است. این در حالی است که اصولگرایان می گویند، شرط وجود دارد و اصلاح طلبان باید از گذشته خود توبه کنند! از این گذشته اصولگرایان متمایل اند در هر گفت و گویی ابتدا نبش قبر کنند و حرف های صد بار تکرار شده خود را به رخ بکشند اما نمی گذارند دیگران نیز حرف های ناگفته خود را از گذشته ها بزنند پرا که دیگران نیز در جمهوری اسلامی زیست کرده و به وقایع ۳۹ سال گذشته به خوبی مسلط می باشند. واقعیت این است که جناح راست از ابتدای انقلاب کنترل صدا و سیما را در اختیار داشته و ناگفته ای باقی نگذاشته است، اما دیگران همچنان ناگفته هایی دارند که مکتوب مانده است. به همین دلیل است که آقای کروبی در نامه اش ، با مقداری نبش قبر، اردوگاه جناح مقابل را هراسناک می کند. چنان که ذکر شد گفتنی های دیگران کم نیست اما آنها بنا ندارند وارد جدل بشوند چرا که نگاهشان همواره رو به اینده است. به نظر، گفت و گوی ملی را باید از صدا و سیما با تاکید بر ” سیما” آغاز کرد، چرا که گفت و گو در کوچکترین نهاد جامعه، یعنی خانواده، و همچنین در میان شبکه دوستان و همفکران ، در غالب گروه های تلگرامی و دیگر شبکه های مجازی، نهادینه شده است. اکنون، علاوه بر شبکه های شش گانه اصلی ، دو شبکه فرعی با نام های “افق” و ” مستند” تماما مبلغ آرای اصولگرایان تندرو است؛ می توان گفت و گو را از همین نقطه کلید زد و دو شبکه را هم به جناح اصلاح طلب سپرد که آنان نیز مواضع خود را تبیین و ترویج کنند. ولی مطمئنم جناح راست، در همین گام نخست، بساط گفت و گوی ملی را برمی چیند، چرا که همچنان به سانسور اصلاح طلبان و طرح یک سویه چهره های خودی اعتقاد راسخ دارد. البته باید گفت صدا و سیما علاوه بر سانسور اصلاح طلبان، نیروهای منتسب به جناح خودی را هم دسته بندی کرده، به نحوی که تریبونش را در اختیار چهره های بعضا منتقد نیز قرار نمی دهد. البته باید از این دسته بندی استقبال کرد، چرا که نمایندگان اصولگرایانروزانه با طرح مباحث مختلف در باب سیاست و اقتصادو اخلاق و مناسبت خانوادگی، بنیه تئوریک و عمق روشن اندیشی شان را به مخاطبان نشان می دهند.  در پایان، به اصلاح طلبان توصیه می کنم تا زمانی که آقایان خودشان به گفت و گوی ملی احساس نیاز نکرده و آن را صراحتا اعلام نداشته اند، از طرح این مبحث پرهیز کنند تا در زمان مناسبف با شروط و پر نسیب خاص خود بر سر میز گفت و گو حاضر شوند. لذا، تافراهم شدن شرایط، توصیه می شود جناح راست و ترامپ  گفت و گوهایشان را بایکدیگر آغاز کنند، چرا که به نظر، زبان یکدیگر را بهتر از سایرین می فهمند و می توانند در مقابل هم ، به فراخور موضوع، نرمش نشان دهند.

منبع: ماهنامه صدای پارسی

 

 

 

تمامی حقوق مطالب برای وبسایت سایت 77 تی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس